|
روستای کوچ نهارجان یا کوچ خراشاد-شهرستان بیرجند معرفی روستای کوچ نهارجان یا کوچ خراشاد ( کوچ نوفرست ) فهرست مندرجات شغل مردم روستا-محصولات[ویرایش] مناجات سحریا شوخوانی در روستای کوچ نهارجان - ومي جويد به کاوشهاي پي گيگيري، نشانيهاي مردي را - نشانيها،که شايد مانده بر جا ،دير دير: از سالياني پيش_ ومن همراه مرغ ذهن خود،در غار مي گردم. وپيدا مي کنم گويي نشانيها که مي جويم: همانست، اوست! کنار غار ، اينجا ،جاي پاي اوست،مي بينم ومي بويم توگويي بوي اورا نيز همانست ، اوست: پلاسي بر تن است اورا وميبينم که بنشسته است،چونان چون همان ايام همان ايام که اين ره را بسا، بسيارمي پيمود وشايد نازنين پايش زسنگ راه مي فرسود (امين)، آن راستين، آن پاکدل ، آن مرد، وشوي برترين بانو:(خديجه) نيز ، آنکس کوسخن جز حق نمي گويد وغير از حق نميجويد وبتها را ستايشگر نمي باشد واينک : اين همان مردابرمرد است (محمد) -ص- اوست---پیام درد انسانهای قرنم را زمن بشنو پیام تلخ دختربچگان ،خفته اندر گور پیام رنج انسانهای زیربار،وزآزادگی مهجور پیام آنکه افتاده است درگرداب وفریادش بلنداست:((آی آدمها...)) پیام من ،پیام او،پیام ما...)) محمد(ص)غمگنانه ناله ای سرمیدهد،آنگاه می گوید: خدای کعبه ،ای یکتا! درون سینه ها یاد تومتروک است وازبی دانشی واز بزهکاری ،: مقام برترین مخلوق تو،انسان، بسی پایین تراز حد سگ وخوک است. خدای کعبه ،ای یکتا!فروغی جاودان بفرست، که این شبها بسی تار است. ودست اهرمنها سخت در کاراست ودستی رابه مهرازآستینی باز ،بیرون کن که:برداردبه نیروی خدایی شاید، این افتاده پرچمهای انسن را فروشوید نفاق وکینه های کهنه از دلها دراندازد به بام کهنه ی گیتی بلند آواز برآرد نغمه ای همساز فروپیچد بهم طومار قانونهای جنگل را وگوید :آی انسانها! فراگردهم آیید وفراز آیید بازآیید صدا بردارد انسان را وگوید: های ، ای انسان! برابر آفریدندت ، برابر باش! صدابردارداندرپارس ، درایران وباآن کفشگرگوید : پسر را رو ، به هر مکتب کهخواهی نه! سپاهی زاده راباکفشگر، دیگرتفاوتهای خونی نیست سیاهی وسپیدی نیز ،حتی،موجب نقص وفزونی نیست... خدای کعبه ...ای ..یکتا...)) بدین هنگام کسی آهسته گویی چون نسیمی می خزد درغار محمدرا صدا آهسته می آیدفرود از اوج ونجوا گونه می گردد پس آنگه می شود خاموش. سکوتی ژرف ووهم آلود ناگه چون درخت جادواندرغار میروید... وشاخ وبرگ خود رادرفضای قیرگون غار می شوید ومن درفکر آنم کاین چه کس بود،از کجا آمد؟! که ناگه این صدا آمد: ((بخوان!))... اما جواب یبر نمی خیزد محمد ،سخت مبهوت است گویا ،کاش میدیدم ! صدا باگرمترآوا وشیرین تر بیانی باز می گوید: ((بخوان!)).. اما محمد هم چنان خاموش دل اندرسینه ی من باز می ماند زکار خویش،گفتی میروم از هوش زمان دراضطاب وانتظارپاسخش، گویی فرو می ماند از رفتار ((هستی) می سپارد گوش پس از لختی سکوت-اماکه عمری بود گویی-گفت: ((من خواندن نمی دانم)) همان کس ،باز پاسخ داد: ((بخوان!بنام پرورنده ایزدت کوآفریننده است...)) واو میخواند، امالحن آوایش به دیگر گونه آهنگ است صدا گویی خدا رنگ است. می خواند: ((بخوان،بنام پرورنده ایزدت،کو آفریننده است...))• • • درودی می تراود از لبم بر او درودی گرم • • • غروب است وافق گلگون وخوشرنگ است ومن بنشسته ام اینجا، کنارغارپرت وساکتی ،تنها که میگویند روزی ،روزگاری مهبط وحی خدا بوده است، ونام آن ((حری)) بوده است. ودر اطراف من ازهیچ سویی ردپایی نیست ودور من ، صدایی نیست...• •-این شعرکه درسه قسمت متوالی عرضه گردیدبرگرفته از کتاب شاهکارهایی ازاشعار مذهبی .آراسته ی رضامعصومی _نشریه ی ماه نو-انتشارات رشیدی- است وچنانکه درسر آغازذکر شد اثر طبع موسوی گرمارود ی شاعر معروف معاصرکشور ماست-صص-۱۲۸ -- ورود به سامانه / ایجاد حساب کاربری نمایش تاریخچه ویکیروستا شبکه ای مشارکتی و متکی بر توان اساتید و پژوهشگران حوزه و دانشگاه، مدیران، نخبگان و فعالان فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و جوانان روستایی است که به دنبال زمینه سازی مدلی مبتنی بر عدالت برای رشد و پیشرفت مناطق روستایی و محروم می باشد.
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم آبان ۱۴۰۱ساعت 23:47  توسط محمد حسن اسايش
|
روستای کوچ نهارجان یا کوچ خراشاد-شهرستان بیرجند معرفی روستای کوچ نهارجان یا کوچ خراشاد ( کوچ نوفرست )کوچ نهارجان سابق وکوچ باقران امروز روستایی است که در 30 کیلومتری جنوب شرقی شهر بیرجند واقع شده واز دو طریق خراشاد ونیز روستای نوفرست به شهر بیرجند راه دارد که راه مسیر خراشاد 15 سالی است که استفالت گردیده است.آب قنات روستای کوچ بسیار سرد وشیرین وگواراست بطوری که در تابستان نمی توان دست را بیش از یک دقیقه در زیر اب دهانه قنات نگه داشت آب وهوایش بسیار لطیف است وجزو مناطقی است که همه ساله هزاران نفر به این روستا می آیند تا چند ساعتی از هوای لطیف آن لذت ببرند لاخ مزارش که به گفته اهالی قدم گاه بی بی زینب خاتون بوده ودارای سنگ نگتره هایی است که از 30 سال قبل مورد توجه میراث فرهنگی قرار گرفته وروی آن مطالعاتی انجام گرفته که می گویمد دارای اهمیت تاریخی است وحتی عکسی آز آن را بر اساس برداشت تاریخ نویسان به اردشیر بابکان دوره هخامنشی نسبت می دهند.قلعه آن نیز معروف است آز اهمیت تاریخی بر خوردار است .در حال حاضر سنگ نگاره های لاخ مزاربا نرده از طرف میراث فرهنگی حفاظت می شود ومورد توجه گردشگران قرار گرفته است . فهرست مندرجات شغل مردم روستا-محصولات[ویرایش] مناجات سحریا شوخوانی در روستای کوچ نهارجان - ومي جويد به کاوشهاي پي گيگيري، نشانيهاي مردي را - نشانيها،که شايد مانده بر جا ،دير دير: از سالياني پيش_ ومن همراه مرغ ذهن خود،در غار مي گردم. وپيدا مي کنم گويي نشانيها که مي جويم: همانست، اوست! کنار غار ، اينجا ،جاي پاي اوست،مي بينم ومي بويم توگويي بوي اورا نيز همانست ، اوست: پلاسي بر تن است اورا وميبينم که بنشسته است،چونان چون همان ايام همان ايام که اين ره را بسا، بسيارمي پيمود وشايد نازنين پايش زسنگ راه مي فرسود (امين)، آن راستين، آن پاکدل ، آن مرد، وشوي برترين بانو:(خديجه) نيز ، آنکس کوسخن جز حق نمي گويد وغير از حق نميجويد وبتها را ستايشگر نمي باشد واينک : اين همان مردابرمرد است (محمد) -ص- اوست---پیام درد انسانهای قرنم را زمن بشنو پیام تلخ دختربچگان ،خفته اندر گور پیام رنج انسانهای زیربار،وزآزادگی مهجور پیام آنکه افتاده است درگرداب وفریادش بلنداست:((آی آدمها...)) پیام من ،پیام او،پیام ما...)) محمد(ص)غمگنانه ناله ای سرمیدهد،آنگاه می گوید: خدای کعبه ،ای یکتا! درون سینه ها یاد تومتروک است وازبی دانشی واز بزهکاری ،: مقام برترین مخلوق تو،انسان، بسی پایین تراز حد سگ وخوک است. خدای کعبه ،ای یکتا!فروغی جاودان بفرست، که این شبها بسی تار است. ودست اهرمنها سخت در کاراست ودستی رابه مهرازآستینی باز ،بیرون کن که:برداردبه نیروی خدایی شاید، این افتاده پرچمهای انسن را فروشوید نفاق وکینه های کهنه از دلها دراندازد به بام کهنه ی گیتی بلند آواز برآرد نغمه ای همساز فروپیچد بهم طومار قانونهای جنگل را وگوید :آی انسانها! فراگردهم آیید وفراز آیید بازآیید صدا بردارد انسان را وگوید: های ، ای انسان! برابر آفریدندت ، برابر باش! صدابردارداندرپارس ، درایران وباآن کفشگرگوید : پسر را رو ، به هر مکتب کهخواهی نه! سپاهی زاده راباکفشگر، دیگرتفاوتهای خونی نیست سیاهی وسپیدی نیز ،حتی،موجب نقص وفزونی نیست... خدای کعبه ...ای ..یکتا...)) بدین هنگام کسی آهسته گویی چون نسیمی می خزد درغار محمدرا صدا آهسته می آیدفرود از اوج ونجوا گونه می گردد پس آنگه می شود خاموش. سکوتی ژرف ووهم آلود ناگه چون درخت جادواندرغار میروید... وشاخ وبرگ خود رادرفضای قیرگون غار می شوید ومن درفکر آنم کاین چه کس بود،از کجا آمد؟! که ناگه این صدا آمد: ((بخوان!))... اما جواب یبر نمی خیزد محمد ،سخت مبهوت است گویا ،کاش میدیدم ! صدا باگرمترآوا وشیرین تر بیانی باز می گوید: ((بخوان!)).. اما محمد هم چنان خاموش دل اندرسینه ی من باز می ماند زکار خویش،گفتی میروم از هوش زمان دراضطاب وانتظارپاسخش، گویی فرو می ماند از رفتار ((هستی) می سپارد گوش پس از لختی سکوت-اماکه عمری بود گویی-گفت: ((من خواندن نمی دانم)) همان کس ،باز پاسخ داد: ((بخوان!بنام پرورنده ایزدت کوآفریننده است...)) واو میخواند، امالحن آوایش به دیگر گونه آهنگ است صدا گویی خدا رنگ است. می خواند: ((بخوان،بنام پرورنده ایزدت،کو آفریننده است...))• • • درودی می تراود از لبم بر او درودی گرم • • • غروب است وافق گلگون وخوشرنگ است ومن بنشسته ام اینجا، کنارغارپرت وساکتی ،تنها که میگویند روزی ،روزگاری مهبط وحی خدا بوده است، ونام آن ((حری)) بوده است. ودر اطراف من ازهیچ سویی ردپایی نیست ودور من ، صدایی نیست...• •-این شعرکه درسه قسمت متوالی عرضه گردیدبرگرفته از کتاب شاهکارهایی ازاشعار مذهبی .آراسته ی رضامعصومی _نشریه ی ماه نو-انتشارات رشیدی- است وچنانکه درسر آغازذکر شد اثر طبع موسوی گرمارود ی شاعر معروف معاصرکشور ماست-صص-۱۲۸ -- ورود به سامانه / ایجاد حساب کاربری نمایش تاریخچه ویکیروستا شبکه ای مشارکتی و متکی بر توان اساتید و پژوهشگران حوزه و دانشگاه، مدیران، نخبگان و فعالان فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و جوانان روستایی است که به دنبال زمینه سازی مدلی مبتنی بر عدالت برای رشد و پیشرفت مناطق روستایی و محروم می باشد. برچسبها: روستای کوچ نهارجان, کوچ خراشاد, کوچ باقران, کوچ نوفرست
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم آبان ۱۴۰۱ساعت 23:47  توسط محمد حسن اسايش
|
|